تبليغاتX
عصر ظهور
 
*****اللهم عجل لوليك الفرج*****

موعود در آيين هندو

آيين هندو در قديم دين برهمايي خوانده مي‌شد كه به برهما (Brahman)، خداي هندوان اشاره مي‌كرد. اين آيين، گونه‌اي فرهنگ، آداب و سنن اجتماعي است كه با تهذيب نفس و رياضت همراه شده و در تمدن و حيات فردي و جمعي مردم هندوستان نقش بزرگي داشته است.

اصول دين هندو عبارت است از: 1- اعتقاد و احترام به كتاب‌هاي باستاني و سنت‌هاي ديني بِرَهمَنان، 2- پرستش خداياني كه به ظهور آن‌ها در دوره‌هاي قديم عقيده داشته‌اند، 3- اعتقاد به تناسخ و رعايت مقررات طبقات اجتماعي در معاشرت و ازدواج، 4- احترام به موجودات زنده، مخصوصاً گاو، 5- تقدس لفظ «اُم» (om) به معناي آمين که اسم اعظم الهي به شمار مي‌رود.

ادعيه و آيين‌هاي هندوان در مجموعه‌اي به نام «وداها» (Vedas) به معناي دانش، به زبان سانسكريت گرد آمده است و به آن شروتي (Sruti) يعني وحي و الهام و علوم مقدّس موروثي لقب مي‌دهند. در كتاب مشهور اوپانشاد يا وِدانتا (به معناي پايان وداها)، خدايان سه‌گانه‌ي هندوان اين گونه معرفي شده‌اند:[1]

1- برهما (Brahma)، خداي ايجاد كننده،

2- شيوا (Siva)، خداي فاني كننده،

3- ويشنو (Vishnu)، خداي حفظ كننده. جلوه‌هاي ده‌گانه‌ي اين خدا براي مردم در طول تاريخ عبارت است از: ماهي، لاك‌پشت، گراز، موجود نيمه آدم و نيمه شير، كوتوله، راما (Rama)، راماي تبر به دست، كريشنا (Krishna)، بودا (Buddha) و كالكي (Kalki).

بنابر تفكر هندويي، جهان از چهار دوره‌ي رو به انحطاط تشكيل شده است كه عبارتند از:

1- كريتايوگه (Krita Yuga)

2- ترتايوگه (Treta)

3- دواپارايوگه (Dvapara)

4- كالي‌يوگه (kali).

در آيين هندو، موعود نجات‌بخش موسوم به «كالكي» در پايان آخرين دوره‌ي زماني از ادوار چهارگانه‌ي جهاني، يعني «كالي يوگه» ظهور خواهد كرد.

در اين دوره كه بنابر باورهاي هندويي از نيمه شب بين 17 و 18 ماه فوريه سال 3103 قبل از ميلاد مسيح شروع گرديده، و ما اكنون در آن به سر مي‌بريم، فساد و تباهي سراسر جهان را فرا مي‌گيرد. زندگاني اجتماعي و معنوي به نازل‌ترين حدّ خود نزول ميكند و موجبات زوال نهايي را فراهم مي‌سازد.[2]

«مردمان اين دوره گناهكار، ستيزه‌جو و چون گدايان، بد اقبال بوده و سزاوار اقبالي نمي‌باشند. چيزهاي بي‌ارزش را ارج مي‌نهند، آزمندانه مي‌خورند و در شهرهايي زندگي مي‌كنند كه پر از دزدان است.»[3] در پايان چنين دوران سياهي، آخرين و دهمين تجلي ويشنو، موسوم به كالكي، سوار بر اسبي سفيد و به هيأت انسان ظهور خواهد كرد. وي سراسر جهان را سواره و با شمشيري آخته و رخشان در مي‌نوردد تا بدي و فساد را نابود كند. با نابود كردن جهان، شرايط براي آفرينشي نو مهيا مي‌شود تا در مهايوگاي آتي، ديگر بار عدالت و فضيلت ارزش يابد.


[1] . حسين توفيقی، آشنايی با اديان بزرگ، ص 39 .

[2] . فصل‌نامه‌ی انتظار، ش 15، ص 156، به نقل از اديان و مكتب‌های فلسفی هند، ج 1، ص 282 .

[3] . اساطير هند، صص 41 - 125، به نقل از فصل‌نامه‌ی انتظار، ش 15، ص 157 .

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/13ساعت 12:5  توسط محمد مهدی | 
                                    با بغض، مردی آمد از این کوچه ها گذشت

ابریست کوچه کوچه، دل من خدا کند                       نم نم ، غزل ببارد و توفان به پا کند

حسی غریب در قلمم بغض کرده است                     چیزی نمانده پشت غزل را دوتا کند

مضمون داغ و واژه و مقتل بیاورید                             شاید که بغض شعر مرا، گریه وا کند

با واژه های از رمق افتاده آمدم                                می خواست این غزل، به شما اقتدا کند

حالا اجازه هست، شما را از این به بعد                    این شعر سینه سوخته، مادر صدا کند؟

مادر! دوباره کودک بی تاب قصه ات...                       تا اینکه لای لای تو با او چها کند

یادش بخیر مادرم از کودکی مرا                               می برد تکیه، تکیه که نذر شما کند

یادم نمی رود که مرا فاطمیه ها                              می برد با حسین شما آشنا کند

در کوچه های سینه زنی نوحه خوان شدم               تا داغ سینه ی تو، مرا مبتلا کند

مادر! دوباره زخم شما را سروده ام                           باید غزل دوباره به عهدش وفا کند:

یک شهر خشم و کینه در آن کوچه مانده بود             دست تو را چگونه ز مولا جدا کند؟

باور نمی کنم که رمق داشت دست تو                     مجبور شد که دست، علی را رها کند...

تو روی خاک بودی و درگیر، خار بود                           چشمی که خاک را به نظر کیمیا کند

نفرین نکن، اجازه بده اشک دیده ات                         این خاک معصیت زده را کربلا کند

زخمی که تو نشان علی هم نداده ای                      چیزی نمانده سر به روی نیزه وا کند

باید شبانه داغ علی را به خاک برد                          نگذار روز، داغ تو را برملا کند...

گفتند فاطمیه کدام است؟ کوچه چیست؟                 افسانه باشد این همه؛ گفتم خدا کند

با بغض، مردی آمد از این کوچه ها گذشت                 می رفت تا برای ظهورش دعا کند.

«از کوچه ها گذشت... و باران شروع شد                  پایان شعر بود که توفان شروع شد»

                                                شعر از حسن بیاتانی

قبرستان بقیع - حضرت فاطمه زهرا (س)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/31ساعت 10:48  توسط محمد مهدی | 
هفتاد و پنج روز یا نود پنج روز بعد از رسول خدا (ص) ، چه فرقی می کند. مهم این است که عده ای وجود پاره تن رسول الله را نتوانستند تاب آورند. آخر به چه جرمی . تو چه فکر می کنی آیا جرمش این بود که از پسر عمویش حمایت کرده بود نه چه خیال باطلی . من خوب می دانم که این گونه نبود . این نکته را به گوش دل بشنو جرم مادر ما دفاع از ولایت بود دفاع از ولی خدا حال چه فرقی می کند پسر عمویش باشد ، همسرش باشد و یا غریبه ای قریب مهم این است که ولی فاطمه (س) باشد.

آری ای جوان شیعه آگاه باش مادر را به جرم دفاع از ولایت به شهادت رسانیدند. به جرم اینکه حق می گفت. و اگر غیر از خون مادر تا به امروز حتی نبود قطره خون دیگری که این چنین هم نیست ، باز بر ما دفاع از ولایت واجب بود که این دنباله راه فاطمه است.

پس اکنون دلت را روانه قبر ناپیدای اولین شهید را ولایت ، همان بانوی بی نشان کن و با او عهد ببند که همواره حامی حریم ولایت باشی تو گویی که جانمان به آن وابسته است. که او خدایی است که چشم هایی را که به خیانت می گردد و آنچه را سینه ها پنهان می دارد، می داند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/17ساعت 10:46  توسط محمد مهدی | 
موعود در آيين زرتشت

دين زرتشت، دين غالب ايرانيان ـ تا قبل از ظهور اسلام ـ بوده است و هنوز پيرواني در ايران و هند دارد. زرتشت پيامبر اين مذهب حدود 660 سال قبل از ميلاد، متولد شده است.[1]

كتاب زرتشتيان اوستا نام دارد كه به معناي اساس و بنيان است. اوستاي كنوني پنج بخش دارد:[2]

1- يَسنا (= جشن و پرستش): قسمتي از اين بخش گاتها ناميده مي‌شود (به معناي سرود). اين بخش كه مشتمل بر ادعيه و معارف ديني است، معروف‌ترين قسمت اوستاست و به خود زرتشت نسبت داده شده است، در حالي كه ساير قسمت‌هاي اوستا را به پيشوايان دين زرتشت نسبت مي‌دهند؛

2- ويسپِرَد (= همه‌ي سروران): مشتمل بر نيايش؛

3- وِنديداد (= قانون ضد ديو): درباره‌ي حلال و حرام و نجس و پاك؛

4- يَشتها (= نيايش، سرود و تسبيح)؛

5- خرده اوستا (= اوستاي كوچك): درباره‌ي اعياد و مراسم مذهبي و تعيين سرودهاي آن‌ها.

زرتشتيان، علاوه بر اوستا، تفسيري به نام زَند اوستا و كتب مقدّس ديگري به زبان پهلوي دارند. در اين دين، يك قدرت كيهاني به نام «اهورا مزدا» مشخص است و در مقابل وي، يك قدرت كيهاني متضاد به نام «اهريمن» يا روح بزرگ شرّ، خودنمايي مي‌كند. اين مطلب نشان‌دهنده‌ي دوري مذهب زرتشت از توحيد است.[3]

در آيين زرتشت سه اصل عملي گفتار نيک، پندار نيک، کردار نيک وجود دارد و احترام به آتش به عنوان يکي از مظاهر خداي روشنايي و افروخته نگه‌داشتن آن در معابدي به نام آتشکده، مشخص‌ترين ويژگي اين آيين است.

بر خلاف ديگر اديان، كه معمولاً منتظر يك موعود نجات‌بخش‌اند، زرتشتيان منتظر سه موعود هستند كه هر يك از آن‌ها به فاصله‌ي هزار سال از ديگري ظهور خواهد كرد. اين منجيان يكي پس از ديگري جهان را پر از عدل و داد خواهند كرد:[4]

1- هوشيدَر، 1000 سال پس از زرتشت؛

2- هوشيدَر ماه، 2000 سال پس از زرتشت؛

3- سوشيانس (يا سوشيانت)، 3000 سال پس از زرتشت كه با ظهور او جهان پايان مي‌يابد. سوشيانس از ريشه‌ي «سو su، sav» به معناي سودمند است و در اوستا به معناي رها شده يا نجات‌دهنده ذكر شده است: «از اين جهت سوشيانس ناميده خواهد شد زيرا كه سراسر جهان مادي را سود خواهد داد.»[5]

زرتشتيان در مورد چگونگي تولد سوشيانت بر اين عقيده‌اند كه:

«در آخرين هزاره از عمر جهان، از خاندان بهروز خدا پرست و پرهيزگار، آخرين آفريده‌ي اهورا مزدا، متولد مي‌شود. در سي سالگي امانت رسالت به وي واگذار شده و به واسطه‌ي نشانه‌ي متوقف شدن خورشيد در وسط آسمان، ظهور او به عالميان بشارت داده خواهد شد. از ظهور وي، اهريمن و ديو دروغ، نيست و نابود گردد. ياران آن موعود كه از جاودانان هستند، قيام مي‌كنند و همراه وي خواهند بود تا مرده‌گان برخيزند و جهان معنوي روي نمايد.»[6]

و در جايي ديگر آمده است: «سوشيانت (نجات‌دهنده‌ي بزرگ جهان) دين را به جهان رواج دهد، فقر و تنگ‌دستي را ريشه‌كن سازد، ايزدان را از دست اهريمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فكر و هم‌گفتار و هم‌كردار گرداند.»[7]



[1] . تاريخ اديان، ص 302 .

[2] . حسين توفيقي، آشنايي با اديان بزرگ، ص 64 .

[3] . اديان زنده‌ی جهان، ص 369 .

[4] . حسين توفيقی، آشنايی با اديان بزرگ، ص 66 .

[5] . بخشی از بند 129 فروردين يشت، به نقل از عزيز اله حيدری، مهدی عليه‌السّلام تجسم اميد و نجات، ص 62 .

[6] . يشتها، فصل 12، آيه‌ی 101، به نقل از فصل‌نامه‌ی انتظار، ش 15، ص 163 .

[7] . جاماسب نامه، ص 121، به نقل از محمّد خادمی شيرازی، ياد مهدي عليه‌السّلام، ص 51 .

+ نوشته شده در  سه شنبه 1390/12/02ساعت 20:15  توسط محمد مهدی | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
این وبلاگ را صفحه خانگی کنید
درباره وبلاگ
التماس دعا فرج برای مولای غایب از نظر ارواحنا له الفدا

نویسندگان
محمد مهدی
محمد امين
محمد مجید
حدیث روز

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
آبان 1389
مهر 1389
شهریور 1389
مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آبان 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشيو
آرشیو موضوعی
مهدویت
آسیب شناسی مهدویت
موعود در اديان
علائم ظهور
صهیونیسم مسیحی
یهود
حدیث
سیاسی
عکس مذهبی
مناجات
شهدا
عمومی
پیوندهای روزانه
عکس
وبسایت بنیاد فرهنگی حضرت مهدی موعود (عج) - فارس
دفتر مقام معظم رهبری
دفتر حفظ و نشر آثار رهبر معظم انقلاب
خبرگزاری ایرنا
آرشیو پیوندهای روزانه
پیوندها
امام حسن مجتبی(ع)
تنهاترين سردار
امام عشق
چفیه
صراط منير
جوانان منتظرالمهدی
بیقرار ظهور
صراط مستقيم
اشراق
امام مهدی (عج) ماه شب چهارده
ای غایب از نظر به خدا میسپارمت
انسان کامل
پله پله تا ملاقات خدا
وبسایت دایرکتوری وبلاگهای قرآنی
...و در آن سوی این چشم انتظاری ها
هیئت سائلین الزهرا (س)
ملائک
آفتاب پنهانی
پیشگویی های آخر الزمان
حرم علی بن حمزه علیه السلام
گذشت عمري نديدم روي ماهت
بیا مهدی شب هجران سحر کن
گل نرجس
کربلا شاهراه عشق
پیام رسان
ترنم خیال
نسيم عشق
الهي نامه
رنگ بی رنگی...
پایگاه اطلاع رسانی حامیان جمهوری اسلامی
سربازان خامنه ای
در مورد 14 معصوم
شکلات تلخ
خیمه نشین
آمین
قلم دانش آموز
وبلاگ ائمه
اشعار انتظار
غریو دل
لبیک یا ابا صالح (عج)
منجي موعود
در انتظار ظهور عشق
امام اخرالزمان
امام زمان (عج) آقا و سرورمان
حضور بی ظهور
ترنم انتظار
آخرالزمان و امام زمان (عج)
عصر ظهور
سربازان گمنام امام زمان
نور مهدی (عج)
گم شده ایم...
«گردان سایبری عمار»
مرکز تخصصی مهدویت مشهد
پایگاه مذهبی اشاره نور
اندیشه کاو
علائم نزديك به ظهور
اشاره نور
لحظه های انتظار
تنهای.تنها
مه رویان بستان خـــــــــــدا
این عمار
دوازده امــــــــــــام
منتظران مصلح
پایگاه خبری تحلیلی شیرازه
راه رضوان
ســــــــــقّـــــا
راهیان نور
جستجو

Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

آمار


 RSS

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM